درسنامه آموزشی علوم و معارف قرآنی (3) دوازدهم معارف
درس 3: حیات انسان در دنیا
تدبر قرآنی (صفحه 40 کتاب درسی)
این آیات را ترجمه کنید:
- وَ مَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَیْرٌ لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ (انعام/32)
- الْمَالُ وَ الْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَ الْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَوَابًا وَ خَیْرٌ أَمَلًا (کهف/46)
عبارت «الحیاة الدنیا» را در این آیات چگونه ترجمه کردید؟
مفهوم کلی که از دو آیه برداشت میکنید، چیست؟
پیش از این آموختیم انسان جانشین خدا در زمین و اشرف مخلوقات اوست. خدا زمین و همه آفریدههای آن را برای جانشین خود آفرید و آنها را مسخّر او قرار داد تا از این زینتها و نعمتها در زندگی زمینیاش بهرهمند گردد.
در سراسر قرآن و نیز روایات معصومان (ع) به زندگی انسانها در این جهان اشاره شده و دستوراتی برای تنظیم سبک زندگی آنها در دنیا ارائه شده است.
به نظر شما، عبارت «الحیاة الدنیا» که در بیش از 60 آیه تکرار شدهاست و معمولاً به «زندگی دنیا» ترجمه میشود، به همین زندگی انسان در دنیا اشاره میکند؟ اگر چنین است، چرا در اوّلین آیهای که خواندیم این زندگی صرفاً بازی و لهو دانسته شده است؟ مگر آبادانی زمین توسّط انسانها و استفاده از زینتهای زمینی که در درس گذشته موهبتی الهی برای انسانها معرفی شد، لهو و لعب است؟
اساساً عبارت «الحیاة الدنیا» در این آیات چه معنایی دارد؟ آیا ترجمهٔ آن به «زندگی دنیا» به اندازهٔ کافی دقیق است؟
معنای «الحیاة الدنیا»
با توجه به اینکه کلمه «حیاة» در این عبارت، با «الف و لام» همراه است، لذا «الحیاة الدنیا» ترکیب اضافی نیست و «موصوف و صفت» میباشد. «الدنیا» در این عبارت، صفت از ریشه «دنو» است به معنای «پایین و ناچیز»؛ که صفت تفضیلی آن برای مذکّر «أدنی» و برای مؤنث «دنیا» است. در نتیجه، دقیقترین معنا برای این ترکیب قرآنی «زندگی پایینتر و ناچیزتر» انسان میباشد.
در حالی که عبارت «زندگی دنیا» ترکیب اضافی، یعنی مضاف و مضاف الیه، است نه موصوف و صفت؛ به همین سبب معادل عربی آن «حیاة الدنیا» است، نه «الحیاة الدنیا».
بر این اساس، عبارت قرآنی «الحیاة الدنیا»، به نوع خاصی از زندگی انسانها اشاره میکند که دارای صفت تفضیلی «پایینتر و ناچیزتر» است و نباید آن را به صورت «زندگی دنیا» ترجمه کنیم. دنیای زیبایی که در آن زندگی میکنیم و آفریدههای گوناگون خدا مانند زمین، آسمان، آب، و غذا از آیات و نعمتهای الهی است که خداوند آنها را زیبا و نیکو آفریده است و هیچگاه نباید آن را پایین و بیارزش یا بازی و لهو بخوانیم:
«او کسیاست که هرچه را آفرید، نیکو آفرید» (سجده/7)
حال، سؤال اساسی این است که مراد از این «زندگی پایینتر» انسانها چیست؟ این چه نوع حیاتی است که قرآن آن را بازی و سرگرمی میشمارد؟ مگر این زندگی چه ویژگیهایی دارد؟
«حیات دنیا» در قرآن
انسان با ورود به دنیا به اقتضای جسم دنیایی و مادی، برای رفع نیازهای جسمانی خود به دنیا روی میآورد و از طبیعت و نعمتهای مادی آن بهرهمند میشود. این امر نه تنها مذموم نیست بلکه از آنجا که جسم، مرکب روح و ابزار آن در این جهان است، رفع نیازهای آن امری ضروری است.
اما چنانچه میدانیم، انسان موجودی بینهایت طلب است و به سبب همین ویژگی به آنچه دست مییابد قناعت نکرده و همواره بیش از آنچه که دارد را طلب میکند. از همین رو، او باید امیال و غرایز خود را همواره تحت مدیریت عقل در آورد و با خواستههای آنها به صورت حساب شده برخورد کند. در غیر این صورت او عنان از دست داده و چنان وابستگی و تعلّقی به نعمتهای دنیایی پیدا میکند که به مرور اصل و حقیقت خود (روح الهی) را از یاد برده و از حقیقتی که ورای لذّتهای مادی است، غافل میشود.
او پا به این جهان گذاشته است تا با درک مقام خود به عنوان جانشین الهی، به سوی جایگاه حقیقی خویش حرکت کند و البته در مسیر رسیدن به آن جایگاه، از مواهب مادی بهرهمند شود؛ در حالی که با وابستگی به طبیعت مادی، به لذّتهای زودگذر این جهان بسنده میکند و به جای آن هدف عالی، بهرهمندی از طبیعت مادی را هدف خود قرار خواهد داد. از این رو پرداختن صرف به طبیعت مادی برای مقام عظیم انسان، کم و پایین بوده و شایسته جانشین الهی نیست. او باید به بهرهمندی از دنیا اکتفا نکرده و خود را به جایگاهی که شایسته آن است، برساند.
قرآن کریم از زندگی مادی انسانها در جهان، با عنوان «حیات دنیا» یاد میکند؛ یعنی مرتبۀ پایینتر حیات انسان، که مربوط به جسم مادی او و پرداختن به نیازهای مادیاش است. اگر انسان با این نیازها عاقلانه برخورد کند و آنها را عادلانه تدبیر نماید، به بهترین نحو آنها را پاسخ گفته و از مواهب مادی این جهان برای رسیدن به جایگاهی که شایستهٔ آن است، بهرهمند میشود؛ در غیر اینصورت در اثر غفلت و افزون طلبی، وابسته و اسیر مادیات شده و آنگاه زندگیاش در پنج ویژگی زیر خلاصه خواهد شد:
1- لعب
2- لهو
3- زینت
4- تفاخر به یکدیگر
5- تکاثر در اموال و فرزندان.
فعالیت کلاسی (صفحه 43 کتاب درسی)
معنای ریشهٔ «عقل» از کتاب «المفردات فی غریب القرآن» اثر راغب اصفهانی ارائه شده است. میان این معنا و وظیفهای که برای عقل در درس بیان شد، چه ارتباطی وجود دارد؟

ویژگیهای پنجگانۀ «حیات دنیا»
اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِینَةٌ وَ تَفَاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکَاثُرٌ فِی الْأَمْوَالِ وَ الْأَوْلَادِ... (حدید/20)
بدانید که حیات دنیا، تنها بازی، سرگرمی، تجمّلگرایی، فخرفروشی به یکدیگر و افزونخواهی در اموال و اولاد است.
برای آشنایی دقیقتر با تفسیر آیه، واژگان آن را با هم بررسی میکنیم؛
«لعب» به معنای بازی است که معمولاً کودکان برای رسیدن به هدفی خیالی که در ذهن خود دارند، به آن میپردازند. بازی و تفریح برای نشاط در اطاعت خدا و انجام دادن وظایف الهی خوب است و عقل هم آن را میپذیرد، اما زندگی کردن صرفاً جهت خوش بودن و خوشگذرانی، برای جانشین خدا زشت و ناپسند است.
«لهو» به معنای سرگرمی و مشغول شدن به امور غیر مهم است؛ بهطوری که انسان را از هدف اصلی و وظیفهٔ واجب خود باز دارد. استفاده از مواهب دنیا تا آنجا که انسان را از هدف خود و بازگشت به جایگاه حقیقی اش غافل نسازد، معقول و منطقی است اما سرگرم شدن به آنها و غفلت از حقیقت ماورای آن مذموم است.
«زینت» یعنی آراستگی؛ و هنگامی که از زینت دادن چیزی سخن میگوییم به اینمعناست که چیزی زیبا را به چیزی دیگر ضمیمه کنیم تا آن چیز دیگر نیز زیبا جلوه کند.
انسانی که حقیقت خود را محدود به جسم میداند، برای زیباتر شدن فقط به زیبا کردن جسم خود میپردازد و از زیبایی روح که زینت آن آراستگی به نور ایمان و کسب فضایل اخلاقی است، غافل میشود.
تدبر قرآنی (صفحه 44 کتاب درسی)
آنچه دربارهٔ زینت روح بیان شد، شما را به یاد کدام آیهٔ قرآن میاندازد؟
البته چنانچه گذشت، زینتهای موجود در این جهان، نعمتهایی از سوی خالق زیباییها و لازمه زندگی در این دنیا هستند. این زینتها هنگامی زشت و ناپسند هستند و حیاتی بیارزش را برای ما رقم میزنند که سرگرم آنها شده و از هدف اصلی زندگی غافل شویم. به این مثال توجه کنید؛
فرض کنید به بازار رفتهاید تا برای سفری (مثلاً کوهپیمایی) که در پیش دارید، کفشی مناسب تهیه کنید امّا به محض ورود به بازار، معماریِ زیبا و اجناس متنوّع آن توجّه شما را جلب میکند؛ به خرید اجناس گوناگون مشغول میشوید و اصلاً فراموش میکنید برای چه به بازار آمده بودید. وقتی به خود میآیید، متوجه میشوید فرصت و سرمایهای که همراه داشتهاید، تمام شده است. این معماری زیبا و اجناس متنوّع، اگرچه به خودی خود لازم و زیبندهٔ بازار است، امّا شما را از هدف اصلی بازداشت و اکنون باید به سفری بروید که کفش مناسبی برای آن فراهم نکردهاید!
تدبر قرآنی (صفحه 45 کتاب درسی)
با توجه به معنای مشهوری که از دو ریشهٔ «فخر» و «کثر» میشناسید و نیز دقت در معانی ابواب ثلاثی مزید، معنای دو عبارت «تَفاخُرٌ بَینَکُم» و «تَکاثُرٌ فِی الاَموالِ وَ الاَولادِ» را در کلاس مطرح کنید.
تلنگری به خویش
عدهای از دوستان را تصور کنید که با هدف تفریح، با هم قرار میگذارند و تصمیم میگیرند برای تفریح و نشاط، یک بازی مانند فوتبال یا والیبال انجام دهند. در اثنای بازی، یکی از دوستان از روش بازی دیگری ناراحت و عصبانی میشود و برخوردی میان آن دو اتفاق میافتد. بازی به میدان جنگ میان دو طرف تبدیل میشود؛ تمسخر، ناسزا، برخورد فیزیکی و…!
آنها به قدری سرگرم بازی میشوند که فراموش میکنند برای چه با هم قرار گذاشتهاند. بازی، هدف آنها میشود و به خاطر آن پا روی دوستی و صمیمیّت میگذارند. آیا این برخوردها با هدفی که داشتهاند - ورزش، نشاط و سرزندگی - سازگار است؟
این مثالِ زندگی بعضی از ما در دنیاست؛ زندگی در دنیا چنان ما را فریفته است که هدف را گم کردهایم و از آن غافل شدهایم. ارزش و جایگاه حقیقی خود را رها کردهایم و به مال، قدرت، علم، مدرک و… فخر میفروشیم. فراموش کردهایم که جایگاه حقیقی انسان، متناسب با مقام خلیفة اللّهی او، صعود به بالاترین مراتب انسانیت و رسیدن به حیاتی جاودان در جوار پروردگار است:
زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَ الْبَنِینَ وَ الْقَنَاطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعَامِ وَ الْحَرْثِ ذَلِکَ مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ (آلعمران/14)
محبّت امور مادی، از زنان و فرزندان و… در نظر انسانها جلوه داده شدهاست؛ در حالی که اینها سرمایهٔ حیات دنیاست و بهترین بازگشتگاه انسان، نزد خداست.
«مآب» اسم مکان از ریشهٔ «اوب» به معنای مکان بازگشت است که به تصریح آیه، بهترین مقصد نزد خداست نه دنیای مادی. حیات دنیا با تمام مظاهر و زیباییهایش مناسب مقام و منزلت حقیقی انسان نیست و او باید با بهرهگیری از فرصت آن، خود را برای حیات ابدی نزد پروردگار خویش آماده سازد.
تدبر قرآنی (صفحه 46 کتاب درسی)
با توجه به آنچه خواندیم، فریبندگی «حیات دنیا»، چه معنایی میتواند داشته باشد:
یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا... (فاطر/5)
ای مردم، وعده خداوند حقّ است؛ مبادا حیات دنیا شما را بفریبد.
حیات دنیا، بهرهای کوتاه و زودگذر
قرآن کریم، حیات دنیا را در مقابل آخرت بهرهای کوتاه و زودگذر معرفی میکند تا انسان با بهرهگیری از فرصت آن و فریفته نشدن به مظاهر دنیا، خود را برای جایگاه ابدیاش آماده کند:
یَا قَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا مَتَاعٌ وَ إِنَّ الْآخِرَةَ هِیَ دَارُ الْقَرَارِ (غافر/39)
ای قوم من، این حیات دنیا صرفاً بهر های زودگذر است و آخرت، سرای همیشگی است.
با آگاهی از قواعد عربی درمییابیم که «انّما»، «ادات حصر» است؛ به این معنا که در ترجمه باید معنای انحصار را در نظر بگیریم. «متاع» نیز به معنای هر نوع بهرهای است که از چیزی به دست میآید.
این آیه، حیات دنیا را فرصت و بهرهای موقّت توصیف نموده و دارالقرار و زندگی حقیقی انسان را در سرای دیگر دانسته است. لذا قرآن در جای دیگر مسافران دنیا را به تعقّل فراخوانده که آیا سرگرم شدن به منزلگاههای بین راهی و موقّت، کار درستی است؟
وَ مَا أُوتِیتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَمَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَ زِینَتُهَا وَ مَا عِنْدَاللَّهِ خَیْرٌ وَ أَبْقَی أَفَلَا تَعْقِلُونَ (قصص/60)
فعالیت کلاسی (صفحه 47 کتاب درسی)
فرض کنید با آشنایان خود به مشهد سفر کردهاید و هر خانواده در اتاقی از یک هتل ساکن شدهاید. یکی از خانوادهها هر روز به بازار میرود و برای اتاق خود در هتل، قاب عکس، کمد، وسایل برقی مانند اتو و جاروبرقی میخرد. به نظر شما رفتار آن خانواده چه اشکالی دارد؟
این مثال با آنچه در درس بیان شد، چه ارتباطی دارد؟
سرگرم نشدن به اندوختههای دنیایی برای کسی که به درستی بفهمد در این دنیا در حکم مسافر است و برای مقصدی خاص در زمین قرار گرفته، معنای بسیار زیبایی دارد و بسیار هم منطقی جلوه میکند؛ چرا که بار مسافر باید متناسب با نوع سفر و مقصدش باشد تا بتواند سفر خود را به بهترین نحو به پایان برساند. به قول باباطاهر:
دلا راه تو پر پیچ و خطر بی
گذرگاه تو بر اوج فلک بی
گر از دستت برآید پوست از تن
بیفکن تا که بارت کمترک بی
البته بنابر آنچه گفته شد، روشن است که منظور از سرگرم نشدن به دنیا کنار گذاشتن کار و تلاش و آبادانی و یا عدم تشکیل خانواده و دست برداشتن از فعالیت اقتصادی نیست. یکبار دیگر مثال بازی فوتبال یا والیبال را در نظر بگیرید؛ منظور از سرگرم نشدن به بازی، این نیست که مثلاً روش و قواعد بازی را خوب فرا نگیریم یا در حین بازی سستی کنیم و بیرغبت باشیم، بلکه نباید فراموش کنیم که برای چه داریم بازی میکنیم و هدف را گم نکنیم. به بیان دیگر، باید جدّی بازی کنیم اما نباید بازی را جدّی بگیریم!
اولیاء خدا که زندگی صحیحی در پیش گرفتهاند، با فهم عمیق نسبت به دنیا و جایگاه آن، به این حالت رسیدهاند. در این حالت، هم در حیات دنیا و هم در آخرت به آنها بشارت داده میشود و در هر دو حیات، مسرورند:
أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لَا هُمْ یَحْزَنُونَ. الَّذِینَ آمَنُوا وَ کَانُوا یَتَّقُونَ. لَهُمُ الْبُشْرَی فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَ فِی الْآخِرَةِ... (یونس/62-64)
اندیشه و تحقیق (صفحه 48 کتاب درسی)
مخاطب این آیه چه کسی است؟ با توجه به آنچه در این درس خواندیم، مفهوم آیه را در کلاس تبیین کنید.
وَ ابْتَغِ فِیمَا آتَاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لَا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا... (قصص/77)
و در آنچه خدا به تو داده، سرای آخرت را بطلب و بهرهات را از دنیا فراموش مکن.